Hooman . ORG

www.hooman.org

رد كردن تسمه تايم و كج شدن سوپاپ ها
در ابتدای سفر و شرح ماجرا


پژو 206 در حال بكسل از شهر بابك به سيرجان توسط سايپا يدك
شرح عكس: در حال بكسل از شهر بابك به سيرجان توسط سايپا يدك
بايد اضافه كنم كه اين شيوه بكسل كردن به خودرو از ناحيه سپر صدمه وارد می كند و باعث كج شدن برخی قسمتهای خودرو می شود. ای كاش از تريلر و نيمه تريلر ها در حمل خودرو كمك گرفته شود. نمونه اين وسايل را در وب می توانيد ببينيد. البته يك نمونه حمل خودرو هست كه خوردو را به روی كفی منتقل و حمل می كند.

 

در اينجا شرح ماجرای خراب شدن ماشين به علت رد كردن تسمه تايم و كج شدن سوپاپ ها كه در ابتدای سفر مان از بندرعباس به تهران در حوالی شهر بابك رخ داد و مسائل و مشكلات تعمير ماشين  و باقی قضايای اين سفر را كه در اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت 1394 رخ داد را نوشته ام.


سومين سفر پی در پی از بندرعباس به تهران

در اواخر بهمن 1393 به تهران و از طريق جاده چالوس به شمال رفتيم. حدود سه هفته بعد مجددا به تهران و از جاده چالوس به شمال رفتيم. در ايام عيد هم سفری به استان كرمان رفتيم.

در اواخر فروردين 1394 مجددا لازم شد كه به تهران برويم. سفر سه نفری مان با ماشين ارزانتر از هواپيما و حتی قطار تمام می شود چون حدود دويست هزار تومان پول بنزين است. صبح نسبتا زود هم راه افتاديم كه يك سره به مقصد برسيم.

تمام مسير تهران بندرعباس كويری است و به سختی بتوان سايه ای پيدا كرد. حدود ده كيلومتری شهر بابك درخت در هم پيچيده ای كنار يك ساختمان هست كه در سفر بهمن 93 هم همينجا برای نهار و استراحت توقف كرده بوديم. چند كيلومتر قبل هم پمپ بنزينی است كه قبل از توقف برای نهار در آنجا باك را پركرديم به نام پمپ بنزين حصاروئيه.

پژو 206 در محل توقف نزديك شهر بابك در بهمن 93
شرح عكس: بهمن 93

پس از نهار لاستيك چرخ سمت راست عقب را با زاپاس عوض كردم چون در سرعت بالای 100 آن سمت می لرزيد و احتمال دادم از فرسودگی لاستيك باشد. وسايل را جمع كرديم و استارت زدم، ماشين روشن شد، دنده عقب رفتم تا از محل پارك خارج شوم، به محض اينكه خلاص كردم ماشين خاموش شد!

مجددا استارت زدم اما روشن نشد. اتصالات را برسی كردم و استارت زدم، روشن نشد.

پمپ بنزين را چك كردم، شلنگ هايش را باز كردم تا جريان بنزين را ببينم كه خوب بود و مشكلی نداشت.

كوئل را بيرون آوردم و نزديك قالپاق موتور گرفتم كه قوس برقرار می شد و مشكلی نبود.

ماشين را هل داديم اما روشن نشد.

قاب تسمه تايم را باز كردم تا ببينم سر جايش هست يا نه كه بود اما كاش استارت می زدم تا ببينم آيا می چرخد يا نه.

تمام فيوز های داخل داشبرد و رو و پشت BSM را بيرون آوردم اما همگی سالم بودند.

كم كم متوجه شدم وقتی استارت می زنم، يك چيزی كم است!؟ يعنی در صدا كمبود بود!

در نهايت با شماره امداد خودرو 096440 تماس گرفتيم تا به كمك بيايند اما فقط پيغام می شنيديم كه "كارشناسان مشغول پاسخگويی می باشند" و سكوت. نه يك آهنگی نه يك ديلينگ ديلينگی. بعد از اينكه بارها مدت طولانی پشت خط منتظر مانديم همسرم به 110 تلفن كرد! كه شماره يدك كش محلی را به او دادند. اما آن خط جواب نمی داد. مجددا با 110 تماس گرفت كه شماره ديگری دادند كه آن شخص خودش در جاده ديگری بود اما به يدك كش ديگری خبر داد و با ما تماس گرفت و كمی بعد آمد و ماشين را يدك كش به شهر بابك كه 10 كيلومتر فاصله داشت برديم.

45 هزار تومن هزينه بكسل

 

منظره اطراف محل توقف در فروردين 94
شرح عكس: منظره اطراف محل توقف در فروردين 94

ساعت حدود 4 بعد از ظهر شده بود و از شانس، تعمير گاه تنظيم موتوری كه يدك كش می شناخت بسته بود و طی تماس نيز حاضر نشد برگردد. ناچارا به تعمير گاه تنظيم موتوری ديگری رفتيم كه يدك كش به او اطمينان نداشت. لاغر بود! خيلی هم سيگار می كشيد، يك دندان سالم هم نداشت! حتما مسواك نزده بوده وگرنه بچه خوبی بوده! بعد از كلی معطلی سراغ ماشين آمد و بعد از وصل كردن دياگ و چك كردن گوناگون، گفت كه عيب برقی نيست و ماشين كمپرس ندارد و اين همان كمبودی بود كه من در صدا به آن اشاره كردم. ماشين كمپرس نداشت.

تنظيم موتوری به تعميركاری به نام "سيد" زنگ زد و از او خواست كه بيايد ماشين را چك كند. بعد از نيم ساعتی مردی با موهای جوگندمی، بی حوصله، لاغر! دندان خراب!! (مسواك نزده بود) آمد ماشين را در دنده پنج گذاشت و كمی هل داد و متوجه شد كه چرخ دنده ميل سوپاپ اصلا نمی چرخد!

در مدتی كه منتظر بوديم "سيد" بيايد كمی دورتر به عابر بانك رفتم و در راه همان راننده يدك كش را ديدم و برايش شرح دادم و راجع به "سيد" گفتم و او نيز تاييد كرد كه كار "سيد" خوب است.

برای انتقال ماشين به تعميرگاه "سيد" خواستم به همان يدك كش تلفن كنم اما "سيد" گفت: "مگر پول زيادی داری" و خودش با پيكان يدكمان كرد تا تعمير گاهش.

زمان برای ما خيلی اهميت داشت چون الزاما بايست روز شنبه در تهران می بوديم. آن روز پنج شنبه بود و ما از "سيد" خواستيم حداكثر تا فردا (جمعه) ظهر ماشين را تحويل دهد. اما او صحبت از شنبه می كرد.

در تعميرگاه "سيد" به سرعت برق و باد سر سيلندر باز و اوراق شد! خيلی اشتياق داشتم ببينم كج شدن سوپاپ چگونه است در حالی كه بعد از گذشت هفت هشت ساعت همسر و پسرم ديگر حسابی خسته و بی حوصله بودند. به سختی می شد باور كرد كه سوپاپ كج شده باشد. فقط اندكی نعلبكی سوپاپ های كوچك دود نسبت به ساق آن كج شده بود. البته همين كافی بود كه مانع كمپرس در محفظه احتراق گردد. تا وقتی اثر برخورد سوپاپ ها با روی سيلندر ها را كه سياه شده بود و جای برخورد خوب مشخص بود را نديدم هنوز در كج شدن سوپاپ ها ترديد داشتم.

تسمه تايم هم پاره نشده بود اما به خاطر استارت زدن های مكرر، تعدادی از دندانه های آن به كلی كنده و ساييده شده بود.

"سيد" می گفت كه تراشكار ها جمعه كار نمی كنند، در نهايت با يكی شان هماهنگ كرد و شبانه سرسيلندر را برد تا فردا صبح آنرا با سوپاپ های نو آب بندی كنند.

پژو 206 پارك شده در برابر تعمير گاه سيد در شهر بابك قبل از حمل آن به سيرجان
شرح عكس: صبح، تعمير گاه سيد، قبل از تحويل گرفتن

خيلی جالب بود كه در شهر بابك تلفن های ثابت را هيچ كس پاسخ نمی داد! حداقل در آن موقعيت كه اين طور بود. از 133 تاكسی گرفتيم و رفتيم به "هتل شهر داری" اما هيچ كس آنجا نبود و خالی بود، تاريك و مسئولش هم رفته بود شام بخورد. راننده از مهمانسرای خانه معلم خيلی تعريف می كرد، يعنی در آنجا از هركس سراغ محل اقامت را می گرفتيم اصرار بر خانه معلم داشتند. انگار كه با هتل شهر داری مشكل داشتند! در نهايت در آنجا اتاق گرفتيم كه اتاقش اصلا تعريف كردن ندارد. اما حسنش اين بود كه رستوران داشت و تهيه شام راحت شد. صبح روز بعد حدود ساعت 10 به "سيد" تلفن كرديم اما ايشان به تفريح رفته بود! و خبری هم از تراشكار نداشت.

40 هزار تومن هزينه اقامت

با توجه به دوستانی كه در سيرجان - 100 كيلومتر به عقب - داشتيم و اطلاعاتی كه راجع به زمان عبور قطارهای بندرعباس به تهران گرفتيم به "سيد" زنگ زديم و گفتيم بيا ماشين را - به همين شكل اوراق شده - تحويل بده. و او هم خيلی استقبال كرد. از آن سو هم با همان راننده يدك كش هماهنگ كرديم كه برای بكسل ماشين به تعمير گاه "سيد" بيايد. اما در كمال تعجب يدكش با سرعت از جلوی تعمير گاه "سيد" گذشت و كمی بعد تماس گرفت كه چرا ما در تعميرگاه "سيد" نيستيم! و ما آدرس خود را اعلام كرديم. وقتی آمد با تعجب گفت كه اين "سيد" نيست! "سيد" شخص ديگری است! اگر ماشين را تحويل او داده بوديد امروز حتما آنرا به شما تحويل می داد!

"سيد" غير اصلی/متفرقه/بازار مشترك/چينی/... كه خودش نيامد چون اصلا جايی بود كه به سختی آنتن می داد. شاگردش آمد و تازه "سيد" 50 هزار تومن هم دستمزد گرفت.

50 هزار تومان هزينه باز كردن سرسيلندر

170 هزار تومان هزينه بكسل از شهر بابك به سيرجان

ساعتی بعد در سيرجان ماشين را به آشنايان كه از قضا تعمير گاه داشتند سپرديم و برای سوار شدن به قطار حدود ساعت 17 به مقصد تهران به ايستگاه راه آهن سيرجان كه خيلی هم از شهر دور است رفتيم. در آنجا به ما اطمينان دادند كه در اين فصل در قطار جای خالی زياد است. و همين طور هم شد. ما كه سه نفر بوديم توانتستيم يك كوپه چها نفره (غزال) در بست بگيريم.

در واقع پسرم كه  پنج و نيم سال سن دارد بعد از دو سفر قبل كه با ماشين رفته بوديم و ديگر از نشستن در ماشين و به مدت طولانی خسته و شاكی بود خيلی دلش می خواست كه با قطار برويم اما ما 200 تومن پول بنزين را می ديديم! وقتی در كوپه مستقر شديم و پسرم شروع به بالا و پايين رفتن از نردبان شد رو به ما گفت: "من كه به شما گفتم با قطار بياييم"

200 هزار تومن هزينه قطار (با تخفيف)

 

داستان بازگشت

 

و اما شنيدن ماجرای بازگشت هم خالی از لطف نيست.

قطار تهران-بندرعباس وقتی به سيرجان می رسد ساعت حدود 3 بامداد است و از طرفی ماشين هم در سيرجان بود. يا بايد همگی به بندرعباس می رفتيم و من برای بردن ماشين دوباره به سيرجان می آمدم. يا آنها به بندر می رفتند و من در سيرجان پياده می شدم. يا ماشين را بار می كردند و به بندر می آوردند. و از طرفی تحويل گرفتن ماشين ساعت 3 بامداد هم خود يك داستان بود.

در نهايت همگی در سيرجان پياده شديم - چقدر پسرم غر زد - و ترتيبی اتخاذ گرديده بود كه ماشين در آن ساعت به ما تحويل شود. و باقی می ماند رانندگی در آن ساعت. اولش خوابم كاملا پريده بود و سرحال بودم اما كم كم خوابم گرفت. جاده هم خيلی خيلی خلوت بود. انتهای مسير در خواب و بيداری می راندم وقتی هم كه به خانه رسيديم زدم به درب پاركينگ!

237 هزار تومن بليط كوپه چهار نفره برگشت به سيرجان!

500 هزار تومن هزينه تعمير قطعات (300) دستمزد (150) تراشكاری (50)

شكر خدا تعمير رضايت بخش بود. فقط در روز های بعد متوجه شدم تخته گاز هم ماشين راه نمی رود! سابقه نداشت پدال گاز را تا ته فشار دهم. با خود گفتم حتما سوپاپ ها خوب آب بندی نشده اند. اما بعد كه دور و بر موتور را وارسی می كردم متوجه شدم گيره ای كه سيم گاز را نگه می دارد با يك گيره ديگر عوض شده و با فاصله ای قرار گرفته كه سيم گاز خلاصی زياد داشت. شايد به عمد اين طور بود كه در روزهای اول تعمير زياد گاز نخورد. البته اين فقط يك حدس است.

1242 هزار تومان مجموع هزينه ها

 

نتيجه می گيريم كه...!

 

پندهای بسياری می توانيد از اين داستان بگيريم، كه به آنها اشاره می كنم!

يكی اينكه هر از گاهی، مثلا هر 10 هزار كيلومتر يك نگاهی به دندانه های تسمه تايم بيندازيد؛ خودتان يا مكانيك. مخصوصا قبل از سفر. تسمه تايم ماشين من  كنتی تك بود كه در 17-12-92 يعنی يك سال و يك ماه و 10 روز قبل از خرابی بسته شده بود و حدود 41 هزار كيلومتر كاركرد داشت يعنی هنوز به زمان تعويض آن نرسيده بود. يك مكانيك در اينجا (بندرعباس) گفت كه او هر سال تسمه تايم ماشين خود را عوض می كند و كاری به كاركرد آن ندارد. با توجه به مشكلات و هزينه هايی كه متحمل شديم ميبينم كه كار عاقلانه ای است.

مدتی بعد يك فروشنده تسمه گفت اگر به شركت وارد كننده تسمه تايم تلفن می كردی آنها هزينه را پرداخت می كردند. البته آن موقع من اصلا به ياد همچين چيزی نبودم. واگر هم بودم هيچ شماره ای نداشتم. واگر هم داشتم و تماس می گرفتم و اگر جواب می داد در شهر بابك؟ كی؟ كجا؟ چی؟

در طول چندين سال كه ماشين را دارم چندين را تسمه تايم را تعويض كرده ام. حتی تسمه تايم داشته ام كه مدام در روغن نشتی غوطه ور بوده اما سالم مانده و هيچ كدام دچار چنين نقصی نشد.

ديگر اينكه اگر ماشين ناگهانی خاموش شد، برويد ببينيد آيا تسمه تايم سر جايش هست و آيا اگر هست می چرخد يانه البته نه با استارت زدن بلكه ماشين خاموش در دنده پنج و به آرامی كمی هل. البته هنگام خاموش شدن واقعا چه كسی حال دارد چنين بررسی انجام دهد با توجه به اينكه احتمال چنين نقصی در مقابل اشكالات ديگر كه باعث خاموش شدن ماشين می شود بسيار اندك است.

ديگر اينكه در جاهايی آشنا نيستيد اما دچار عيب ماشين شديد، بدون عجله و شتاب، در مورد تعمير گاه های موجود تحقيق و پرسجو كنيد. زيرا احتمال دارد بخاطر همراه داشتن خانواده و اينكه زود سروته قضيه را هم بياوريد دچار مشكلات بيشتری شويد. به معنای ديگر اگر به كسی اعتماد نداشتيد از او دور شويد.

 

چادر برپاشده جهت استراحت در نزديكی شهر بابك در بهمن 93
شرح عكس: بهمن 93

 

نمی دانم دليل بروز اين اشكال چه بود؟ و هيچ كس هم جوابی برای آن نداشت. تنها حدس و گمان دارم كه می توانم آن را به معيوب شدن دندانه های تسمه تايم ربط دهم كه مربوط به چند ماه قبل از سفر اول يعنی اواخر پاييز 93 و پايان استفاده از كولر ماشين است. چون اگر نمی دانيد پس بدانيد كه در بندرعباس فقط دو سه ماه كولر ها خاموش می شوند. قابل توجه - برخی -  رانندگان شهر های ديگر كه فكر می كنند دكمه كولر كليد انفجار خودرو است! البته كولر های گازی در مناطق مرطوب و شرجی مثل بندرعباس خيلی خوب كار می كنند بر خلاف مناطق خشك و گرم.

در آن مدت دور موتور بطور ناگهانی بالا و پايين می رفت و مثل ضربه خوردن ماشين بود. استپر ماشين را به سفارش تعمير گاه عوض كردم اما درست نشد. اتفاقا ايساكو هم گرفته بودم اما مكانيك ها می گفتند بايد اصلش را گير بياوری. در نهايت مجبور شدم سوكت استپر را بيرون بكشم! وقتی دور سلو كار می كرد سوكت را كشيدم و چون كولر هم نمی گرفتم، نتيجه داد. انگار بود و نبودش هيچ تفاوتی نداشت. اوايل امسال كه كولر را راه انداختم سوكت استپر را هم وصل كردم. تا همين چند روز پيش (اوايل ارديبهشت 94) هم خوب بود اما انگار كم كم مرضش دارد بر می گردد!

 

پژو 206 در برابر بنا واقع در 10 كيلومتری شهر بابك قبل از حركت در فروردين 94
شرح عكس: فروردين 94


قطعات تعويض شده

سوپاپ

واشر سرسيلندر

واشر بغل اگزوز

واشر حلبی اگزوز

تسمه تايم

لاستيك ساق سوپاپ

كاسه نمد ميل سوپاپ


Created: 2015-04-28
Last Modified: 2016-01-16

به حقوق دیگران احترام بگذارید
Copyright © 2015 www.hooman.org